آمار بیکاران کشور
از مرز 5ر7 میلیون گذشته است
عبدالرضا ترابی، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی:
وزیر کار و امور اجتماعی جمعیت فعال ایران را حدود 25 میلیون ذکر کردهاست. نرخ واقعی بیکاری در کشور( به گفته حجت الاسلام حسن روحانی عضو مرکز تحقیقات مجمع مصلحت نظام) 30 در صد است. یعنی، دست کم 5ر7 میلیون بیکار در کشور داریم.
Thursday, April 21, 2011
هاشمی رفسنجانی:
هاشمی رفسنجانی:
من کوتاه می آمدم
مهدوی کنی کوتاه نخواهد آمد
پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی درتاریخ 29 فروردین متن سخنان هاشمی رفسنجانی با شماری از اعضای مجلس خبرگان رهبری که پس از کناره گیری وی و جانشینی آیت الله مهدوی کنی انجام شده بود را منتشر کرد. تاکنون بخش هائی از این سخنرانی بصورت پراکنده منتشر شده بود اما این بار متن کامل آن انتشار یافت. رفسنجانی در این دیدار نقطه نظرات خود را هم در باره برگماری آیت الله مهدوی کنی به جای خویش و هم درباره مسائل داخلی و خارجی مطرح کرد. خلاصه ای از سخنان وی را، با تلاش برای پرهیزی از تکرار آنچه تاکنون منتشر شده بود برگزیده ایم که می خوانید:
اولاً باید از محبتهایی که شما ابراز کردید تشکر کنم، ولی بدانید بر من سخت گذشت و عرق کرده بودم. آقایان یک مسئله کوچک و معمولی را بزرگ کردند و بزرگ دیدند. من فکر نمیکنم کار بزرگی کرده باشم.(اشاره به کنار رفتن از ریاست خبرگان)
نقطه مقابلش این است که باید از آیتالله مهدویکنی تشکر کنید که با این حالشان که امروز دیدیم چگونه به صندلی منتقل شدند، این مسئولیت را پذیرفتند. آقای مهدوی را کاملاً میشناسم. چند سال با هم در زندان بودیم. در زندان انسان افراد را خوب میشناسد و خیلی خوب میتواند تشخیص بدهد. واقعاً ایشان را شخصیتی عالم، عادل، متقی و آمر به آنچه که تکلیف تشخیص میدهند، یافتم. در تمام عمرشان به همین صورت عمل کردند. جزو افتخارات روحانیت هستند. انشاءالله که ایشان در خبرگان تأثیرات بیشتری داشته باشند. ایشان در مسائلی از من بیشتر قاطعیت دارند. من کوتاه میآیم، ولی به نظرم ایشان در مسائلی که تشخیص میدهند، جدیتر برخورد میکنند. انشاءالله برای ارتقای کار خبرگان مفید باشند که من چنین امیدی دارم. قبلاً هم این حرف را در جاهای دیگر گفتم. بعد از انتخاب ایشان نمیگویم. قبلاً گفتم که ایشان این مزیت را دارند.
می خواهم خبر خوبی به شما بدهم. دو سه حادثه بدی در روزهای اخیر اتفاق افتاد. همین دیروز رونوشت نامهای را که از طرف رهبری به رئیس قوه قضائیه ارسال شده، برای من فرستادند. ایشان دستور دادند عواملی که این کار را کردند ( حمله به فائزه هاشمی به سردستگی سعید تاجیک فرمانده بسیج شاه عبدالعظیم، که اخیرا مصاحبه کرده و ضمن اعلام آزادی اش پس از 9 روز بازداشت در اوین، رئیس قوه قضائیه را به باد ناسزا گرفته و گفته برای هاشمی حیثیت نمی گذارم. من فدائی رهبرم!) تعقیب کنید، مجازات کنید و نتیجه کار را به من گزارش بدهید. بعد که من از کار ایشان تشکر کردم، آقای حجازی (منشی مخصوص خامنه ای) گفتند: همان زمان ایشان به من دستور دادند و من تلفنی با رئیس قوه قضائیه صحبت کردم و گفتم حتماً برخورد کنید و ایشان هم کارشان را شروع کردند و الان داریم پیگیری میکنیم.
فکر میکنم باید چنین مشکلاتی که برای شما و ائمه جمعه دیگر و ائمه جماعات اتفاق میافتد، به دفتر آقا منتقل کنید. الان ایشان میتوانند این مسائل را حل کنند. ما که نمیتوانیم. آنها به گونهای هستند که همین کارهای بد را که میکنند، در گزارشها به گونهای مینویسند که اتهام میزنند و میگویند فلانی فلان کار را کرده بود و ما از ولایت دفاع کردیم.
یکی از مسئولان مرکز رسیدگی به امور مساجد به من گفت: از ده پروندهای که برای ما میآید، هشت پرونده مربوط به نیروهایی است که در مساجد هستند. یا امام جماعت از آنها شکایت میکند و یا آنها اتهاماتی به امام جماعت میزنند و ما رسیدگی میکنیم.
درخارج حسابی برای ما برنامهریزی کردند. تا به حال موفق نشدند. ولی الان عجیب است.
همین الان که در اینجا نشستیم، یعنی امروز رئیس آژانس هستهای در شورای حکام هستهای اعلام کرده است: «نمیتوانیم نظر بدهیم که ایران انحراف نظامی ندارد. ایران اصلاً با ما همکاری نمیکند. اطلاعاتی کشف و اطلاعات جدیدی پیدا کردیم که انحراف نظامی ایران را تقویت میکند، البته مطمئن نیستیم.»
دروغ میگوید. ما که در عمق قضیه هستیم، میدانیم چنین برنامهای در ایران نیست.
همین الان شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو مشغول کار است و برنامه جدّی آنها این است که ایران را بسیار قوی به نقض حقوق بشر متهم کنند که این رشته خیلی بدی است و عواقبی دارد. میخواهند گزارشگر دیگری برای ما بگذارند که گزارشهای نوبهای بدهد و شرایط ایران را بگوید.
در داخل هم کارهای عجیب و غریبی میشود. همین قضیه نیروگاه بوشهر، مسئله کوچکی نیست که اتفاق افتاد.(اشاره به ویروس استای نگس) ۳۴ سال است که از عمر شروع این کار گذشته و دارد کار میشود. نزدیک ۲۰ سال است که روسها آمدند و پولهای زیادی از ما گرفتند. هر وقت بعد از مدتی بهانهای میآورند و مقداری پول میگیرند و به بهانههایی تأخیر میاندازند.
آخرین کارشان این بود که سوختی که در قلب رآکتور گذاشته بودند و آب گرم شده بود، گفتند: این خطرناک است و برگردانید. شاید خطرناک باشد و نمیگوییم دروغ میگویند، ولی به هر حال آنها مسئول هستند. برای این کار خیلی از ما پول گرفتند.
همین جا به جای اینکه بیایند عذرخواهی کنند، با الفاظ رکیکی طلبکار میشوند. مسئولش میگوید: «ما مثلی در روسیه داریم که آدم خسیس باید دو بار پول بدهد.» منظورش این است که ایرن در پول دادن خسّت به خرج داده است. با اینکه نزدیک دو برابر آنچه که قرار داد ما بود، تا به حال پول گرفتند.
بهانهگیری کردند که باید سوخت را بعد از تمام شدن برگردانید. چارهای نبود. نظام پذیرفت که برگرداند. بابت همین هم پول میخواهند و میگویند باید از این نگهداری کنیم.
برنامه تحریم بیشتر دارند. ۸۰ نفر از شخصیتهای نظامی، امنیتی، سیاسی و غیره کشور را در تحریم گذاشتند. این لیست جدید و غیر از کسانی است که قبلاً گذاشته بودند که شخصیتهای قضائی، سیاسی و دولتی هستند.
باید برای خودمان برنامه داشته باشیم تا فاصلهها را در جامعه کم کنیم. اگرچه از بعضی از کارهایی که میکنند، ناراضی هستیم و قابل قبول نیست، ولی باید نوع برخورد به گونهای باشد که جامعه اداره شود و عقلای قوم اداره کنند و دست انسانهای افراطی ندهند تا این اتفاقات بیفتد.
مسئله مهمی که در پیش داریم و شما وارد این بحث نشدید و من عرض میکنم، هدفمند کردن یارانه هاست . داریم کاری را انجام میدهیم که یک ضرورت است. ولی خطرش موقعی بروز میکند که صنایع و کشاورزی برای صاحبانشان صرف نکند و ضرر بدهد که الان کم و بیش آثارش دارد پیدا میشود. خیلی از کارگاهها با این قیمتها نمیتوانند کار کنند. به ضررشان است. به علاوه دولت هم برای تأمین نیازهای مردم وارد میکند. واردات هم از کشورهایی مثل چین است که کالاهایشان ارزانتر است. این واردات باعث میشود که دامداری، کشاورزی و صیادی ما برای صاحبان این حرفهها به صرفه نباشد. امروز در روزنامهها خواندم که بوشهریها دیگر صیادی نمیکنند و ماهی وارداتی را مصرف میکنند. اگر این خبر درست باشد، خیلی جای غصه است. چون بوشهر یکی از جاهای بسیار مستعد و صیادان بوشهری از افراد ماهر برای صیادی بودند. درست است که قبلاً مازاد گازوئیل خود را در آن طرف میفروختند که الان نیست، ولی مسئله مهم ما تولید است.
دو سه روز پیش اعضای شورای مرکزی خانه کشاورز پیش من آمده بودند. درد دلهایی کردند که انسان را خیلی ناراحت میکند که در این مدت کوتاه چه بر سرشان آمد!! میگفتند کشاورزی برای کشاورزان صرف نمیکند. قطعاً باید به کشاورزی و صنعت توجه داشت.
اگر در این شرایط منطقه که از جهتی خوب و از جهتی به هم ریخته است، کارگران و کشاورزان مشکل داشته باشند و روستائیان و مردم بخواهند کاری کنند، مشکل میشود. آقایان در شهرهایی که هستید، چشم نظام باشید. آنچه را که میبینید، واقعاً منتقل کنید. حداقل به آقا منتقل کنید تا ایشان در جریان باشند.
چند روز پیش مدیران صنایع غذایی پیش من آمده بودند که میگفتند: از ۱۲ هزار صنعت غذایی الان ۶ هزارش کار نمیکنند و کارشان را کنار گذاشتند. یا مواد ندارند و یا نمیتوانند حقوق کارگرانشان را بدهند.
بنابراین باید خیلی خیلی مواظب باشیم تا نتیجه این کار مهم و ضروری و این جراحی که باید انجام شود، منجر به خونریزی نشود
من کوتاه می آمدم
مهدوی کنی کوتاه نخواهد آمد
پایگاه اطلاع رسانی هاشمی رفسنجانی درتاریخ 29 فروردین متن سخنان هاشمی رفسنجانی با شماری از اعضای مجلس خبرگان رهبری که پس از کناره گیری وی و جانشینی آیت الله مهدوی کنی انجام شده بود را منتشر کرد. تاکنون بخش هائی از این سخنرانی بصورت پراکنده منتشر شده بود اما این بار متن کامل آن انتشار یافت. رفسنجانی در این دیدار نقطه نظرات خود را هم در باره برگماری آیت الله مهدوی کنی به جای خویش و هم درباره مسائل داخلی و خارجی مطرح کرد. خلاصه ای از سخنان وی را، با تلاش برای پرهیزی از تکرار آنچه تاکنون منتشر شده بود برگزیده ایم که می خوانید:
اولاً باید از محبتهایی که شما ابراز کردید تشکر کنم، ولی بدانید بر من سخت گذشت و عرق کرده بودم. آقایان یک مسئله کوچک و معمولی را بزرگ کردند و بزرگ دیدند. من فکر نمیکنم کار بزرگی کرده باشم.(اشاره به کنار رفتن از ریاست خبرگان)
نقطه مقابلش این است که باید از آیتالله مهدویکنی تشکر کنید که با این حالشان که امروز دیدیم چگونه به صندلی منتقل شدند، این مسئولیت را پذیرفتند. آقای مهدوی را کاملاً میشناسم. چند سال با هم در زندان بودیم. در زندان انسان افراد را خوب میشناسد و خیلی خوب میتواند تشخیص بدهد. واقعاً ایشان را شخصیتی عالم، عادل، متقی و آمر به آنچه که تکلیف تشخیص میدهند، یافتم. در تمام عمرشان به همین صورت عمل کردند. جزو افتخارات روحانیت هستند. انشاءالله که ایشان در خبرگان تأثیرات بیشتری داشته باشند. ایشان در مسائلی از من بیشتر قاطعیت دارند. من کوتاه میآیم، ولی به نظرم ایشان در مسائلی که تشخیص میدهند، جدیتر برخورد میکنند. انشاءالله برای ارتقای کار خبرگان مفید باشند که من چنین امیدی دارم. قبلاً هم این حرف را در جاهای دیگر گفتم. بعد از انتخاب ایشان نمیگویم. قبلاً گفتم که ایشان این مزیت را دارند.
می خواهم خبر خوبی به شما بدهم. دو سه حادثه بدی در روزهای اخیر اتفاق افتاد. همین دیروز رونوشت نامهای را که از طرف رهبری به رئیس قوه قضائیه ارسال شده، برای من فرستادند. ایشان دستور دادند عواملی که این کار را کردند ( حمله به فائزه هاشمی به سردستگی سعید تاجیک فرمانده بسیج شاه عبدالعظیم، که اخیرا مصاحبه کرده و ضمن اعلام آزادی اش پس از 9 روز بازداشت در اوین، رئیس قوه قضائیه را به باد ناسزا گرفته و گفته برای هاشمی حیثیت نمی گذارم. من فدائی رهبرم!) تعقیب کنید، مجازات کنید و نتیجه کار را به من گزارش بدهید. بعد که من از کار ایشان تشکر کردم، آقای حجازی (منشی مخصوص خامنه ای) گفتند: همان زمان ایشان به من دستور دادند و من تلفنی با رئیس قوه قضائیه صحبت کردم و گفتم حتماً برخورد کنید و ایشان هم کارشان را شروع کردند و الان داریم پیگیری میکنیم.
فکر میکنم باید چنین مشکلاتی که برای شما و ائمه جمعه دیگر و ائمه جماعات اتفاق میافتد، به دفتر آقا منتقل کنید. الان ایشان میتوانند این مسائل را حل کنند. ما که نمیتوانیم. آنها به گونهای هستند که همین کارهای بد را که میکنند، در گزارشها به گونهای مینویسند که اتهام میزنند و میگویند فلانی فلان کار را کرده بود و ما از ولایت دفاع کردیم.
یکی از مسئولان مرکز رسیدگی به امور مساجد به من گفت: از ده پروندهای که برای ما میآید، هشت پرونده مربوط به نیروهایی است که در مساجد هستند. یا امام جماعت از آنها شکایت میکند و یا آنها اتهاماتی به امام جماعت میزنند و ما رسیدگی میکنیم.
درخارج حسابی برای ما برنامهریزی کردند. تا به حال موفق نشدند. ولی الان عجیب است.
همین الان که در اینجا نشستیم، یعنی امروز رئیس آژانس هستهای در شورای حکام هستهای اعلام کرده است: «نمیتوانیم نظر بدهیم که ایران انحراف نظامی ندارد. ایران اصلاً با ما همکاری نمیکند. اطلاعاتی کشف و اطلاعات جدیدی پیدا کردیم که انحراف نظامی ایران را تقویت میکند، البته مطمئن نیستیم.»
دروغ میگوید. ما که در عمق قضیه هستیم، میدانیم چنین برنامهای در ایران نیست.
همین الان شورای حقوق بشر سازمان ملل در ژنو مشغول کار است و برنامه جدّی آنها این است که ایران را بسیار قوی به نقض حقوق بشر متهم کنند که این رشته خیلی بدی است و عواقبی دارد. میخواهند گزارشگر دیگری برای ما بگذارند که گزارشهای نوبهای بدهد و شرایط ایران را بگوید.
در داخل هم کارهای عجیب و غریبی میشود. همین قضیه نیروگاه بوشهر، مسئله کوچکی نیست که اتفاق افتاد.(اشاره به ویروس استای نگس) ۳۴ سال است که از عمر شروع این کار گذشته و دارد کار میشود. نزدیک ۲۰ سال است که روسها آمدند و پولهای زیادی از ما گرفتند. هر وقت بعد از مدتی بهانهای میآورند و مقداری پول میگیرند و به بهانههایی تأخیر میاندازند.
آخرین کارشان این بود که سوختی که در قلب رآکتور گذاشته بودند و آب گرم شده بود، گفتند: این خطرناک است و برگردانید. شاید خطرناک باشد و نمیگوییم دروغ میگویند، ولی به هر حال آنها مسئول هستند. برای این کار خیلی از ما پول گرفتند.
همین جا به جای اینکه بیایند عذرخواهی کنند، با الفاظ رکیکی طلبکار میشوند. مسئولش میگوید: «ما مثلی در روسیه داریم که آدم خسیس باید دو بار پول بدهد.» منظورش این است که ایرن در پول دادن خسّت به خرج داده است. با اینکه نزدیک دو برابر آنچه که قرار داد ما بود، تا به حال پول گرفتند.
بهانهگیری کردند که باید سوخت را بعد از تمام شدن برگردانید. چارهای نبود. نظام پذیرفت که برگرداند. بابت همین هم پول میخواهند و میگویند باید از این نگهداری کنیم.
برنامه تحریم بیشتر دارند. ۸۰ نفر از شخصیتهای نظامی، امنیتی، سیاسی و غیره کشور را در تحریم گذاشتند. این لیست جدید و غیر از کسانی است که قبلاً گذاشته بودند که شخصیتهای قضائی، سیاسی و دولتی هستند.
باید برای خودمان برنامه داشته باشیم تا فاصلهها را در جامعه کم کنیم. اگرچه از بعضی از کارهایی که میکنند، ناراضی هستیم و قابل قبول نیست، ولی باید نوع برخورد به گونهای باشد که جامعه اداره شود و عقلای قوم اداره کنند و دست انسانهای افراطی ندهند تا این اتفاقات بیفتد.
مسئله مهمی که در پیش داریم و شما وارد این بحث نشدید و من عرض میکنم، هدفمند کردن یارانه هاست . داریم کاری را انجام میدهیم که یک ضرورت است. ولی خطرش موقعی بروز میکند که صنایع و کشاورزی برای صاحبانشان صرف نکند و ضرر بدهد که الان کم و بیش آثارش دارد پیدا میشود. خیلی از کارگاهها با این قیمتها نمیتوانند کار کنند. به ضررشان است. به علاوه دولت هم برای تأمین نیازهای مردم وارد میکند. واردات هم از کشورهایی مثل چین است که کالاهایشان ارزانتر است. این واردات باعث میشود که دامداری، کشاورزی و صیادی ما برای صاحبان این حرفهها به صرفه نباشد. امروز در روزنامهها خواندم که بوشهریها دیگر صیادی نمیکنند و ماهی وارداتی را مصرف میکنند. اگر این خبر درست باشد، خیلی جای غصه است. چون بوشهر یکی از جاهای بسیار مستعد و صیادان بوشهری از افراد ماهر برای صیادی بودند. درست است که قبلاً مازاد گازوئیل خود را در آن طرف میفروختند که الان نیست، ولی مسئله مهم ما تولید است.
دو سه روز پیش اعضای شورای مرکزی خانه کشاورز پیش من آمده بودند. درد دلهایی کردند که انسان را خیلی ناراحت میکند که در این مدت کوتاه چه بر سرشان آمد!! میگفتند کشاورزی برای کشاورزان صرف نمیکند. قطعاً باید به کشاورزی و صنعت توجه داشت.
اگر در این شرایط منطقه که از جهتی خوب و از جهتی به هم ریخته است، کارگران و کشاورزان مشکل داشته باشند و روستائیان و مردم بخواهند کاری کنند، مشکل میشود. آقایان در شهرهایی که هستید، چشم نظام باشید. آنچه را که میبینید، واقعاً منتقل کنید. حداقل به آقا منتقل کنید تا ایشان در جریان باشند.
چند روز پیش مدیران صنایع غذایی پیش من آمده بودند که میگفتند: از ۱۲ هزار صنعت غذایی الان ۶ هزارش کار نمیکنند و کارشان را کنار گذاشتند. یا مواد ندارند و یا نمیتوانند حقوق کارگرانشان را بدهند.
بنابراین باید خیلی خیلی مواظب باشیم تا نتیجه این کار مهم و ضروری و این جراحی که باید انجام شود، منجر به خونریزی نشود
با انگشت، دریچه خروجی اسکناس را کنترل کنید
با انگشت، دریچه خروجی اسکناس را کنترل کنید
جیب بری تازه، با دستکاری
خروجی دستگاه های عابر بانک
پنجشنبه به یکی از دستگاه های عابر بانک مراجعه کردم. بعد از گذاشتن کارت و وارد کردن رمز مبلغ برداشتی 200000 تومان را وارد و دریافت رسید را هم زدم که بعد از چند لحظه کارت خارج شد و روی مانیتور نوشت درخواست شما قابل اجرا نیست. قبلا هم آن دستگاه سابقه این چنینی داشت. کارت را برداشتم و رفتم. امروز جمعه مجددا به همان دستگاه ای. تی. ام مراجعه کردم و داستان روز قبل تکرار شد. اینبار با انگشت دریچه خروج اسکناس را چک کردم که باز شد و مبلغ درخواستی آنجا بود که بلافاصله رسید هم بیرون آمد ولی بادیدن موجودی تازه متوجه شدم که چه کلاهی سرم رفته است.
ظاهرا فرد یا افرادی به قسمت خروج پول از دستگاه چسب مالیده بودن و آن دریچه بعد ازشمارش پول باز نمیشد و به همین دلیل دستگاه بعد از خروج پول از محل نگهداری آن، دیگر قادر به برگرداندن آن به محفظه نبوده و از طرفی هم شاید درسیستمش تعریف نشده که در چنین مواقعی چکار کند. فقط می تواند بنویسد درخواست شما قابل اجرا نیست و مسلما بعد از رفتن شخص دزد حرفه ای از راه رسیده و براحتی با باز کردن دریچه اسکناس ها را بر میدارد تا طعمه بعدی از راه برسد. ما که الکی 200 هزار تومن از دست دادیم، لطفا اطلاع رسانی کنید که دیگران ضرر نکنند.
توجه: اگر دستگاه درست كار كند و پول داشته باشد, بعد از درخواست شما مي نويسد: "دستگاه در حال شمارش وجه" و شما صداي شمارش اسكناس را هم مي شنويد و آنوقت بايد منتظر دريافت پول باشيد. اگر پول نيامد، احتمالا دچار همين مشكلی شده كه در بالا برایتان نوشتم. اما اگر دستگاه مشكل سيستمي داشته باشد، بلافاصله پس از درخواست و تايپ رقم توسط شما, مينويسد: "درخواست قابل اجرا نيست" يا " ارتباط با مركز برقرار نشد" يا ......
بنابراين بايد به كليه جملات دستگاه دقت نمود
جیب بری تازه، با دستکاری
خروجی دستگاه های عابر بانک
پنجشنبه به یکی از دستگاه های عابر بانک مراجعه کردم. بعد از گذاشتن کارت و وارد کردن رمز مبلغ برداشتی 200000 تومان را وارد و دریافت رسید را هم زدم که بعد از چند لحظه کارت خارج شد و روی مانیتور نوشت درخواست شما قابل اجرا نیست. قبلا هم آن دستگاه سابقه این چنینی داشت. کارت را برداشتم و رفتم. امروز جمعه مجددا به همان دستگاه ای. تی. ام مراجعه کردم و داستان روز قبل تکرار شد. اینبار با انگشت دریچه خروج اسکناس را چک کردم که باز شد و مبلغ درخواستی آنجا بود که بلافاصله رسید هم بیرون آمد ولی بادیدن موجودی تازه متوجه شدم که چه کلاهی سرم رفته است.
ظاهرا فرد یا افرادی به قسمت خروج پول از دستگاه چسب مالیده بودن و آن دریچه بعد ازشمارش پول باز نمیشد و به همین دلیل دستگاه بعد از خروج پول از محل نگهداری آن، دیگر قادر به برگرداندن آن به محفظه نبوده و از طرفی هم شاید درسیستمش تعریف نشده که در چنین مواقعی چکار کند. فقط می تواند بنویسد درخواست شما قابل اجرا نیست و مسلما بعد از رفتن شخص دزد حرفه ای از راه رسیده و براحتی با باز کردن دریچه اسکناس ها را بر میدارد تا طعمه بعدی از راه برسد. ما که الکی 200 هزار تومن از دست دادیم، لطفا اطلاع رسانی کنید که دیگران ضرر نکنند.
توجه: اگر دستگاه درست كار كند و پول داشته باشد, بعد از درخواست شما مي نويسد: "دستگاه در حال شمارش وجه" و شما صداي شمارش اسكناس را هم مي شنويد و آنوقت بايد منتظر دريافت پول باشيد. اگر پول نيامد، احتمالا دچار همين مشكلی شده كه در بالا برایتان نوشتم. اما اگر دستگاه مشكل سيستمي داشته باشد، بلافاصله پس از درخواست و تايپ رقم توسط شما, مينويسد: "درخواست قابل اجرا نيست" يا " ارتباط با مركز برقرار نشد" يا ......
بنابراين بايد به كليه جملات دستگاه دقت نمود
«فارين پاليسی» : آیا روش غير خشونت آميز می تواند در ايران به نتیجه برسد؟
«فارين پاليسی» : آیا روش غير خشونت آميز می تواند در ايران به نتیجه برسد؟
رادیو فردا : هفته نامه «فارين پاليسی» متن مصاحبه مفصلی را به چاپ رسانده که اخيرا کريم سجاد پور کارشناس امور ايران در مرکز پژوهشی «کارنگی» با «رامين جهانبگلو» از متفکران سرشناس ايرانی و مروجان عدم خشونت و «روبرتو توسکانو» ديپلمات و نويسنده ايتاليايی و مورخ جنبش های سياسی – مدنی صلح آميز در دوران معاصر انجام داده است.
محور اصلی اين گفت و گو نگاهی به مختصات جنبش سياسی در ايران و آينده نيروهای اپوزيسيون است. کريم سجادپور در مقدمه اين مصاحبه اشاره می کند که بسياری به آينده تحولات سياسی در ايران و موفقيت جنبش دمکراسی خواهی اين کشور خوشبين هستند. اما بحث بر سر روش و راهکارهای اين مبارزه بسيار جدی است و سئوال محوری آن است که بدون توسل به روش های خشونت آميز می توان در ايران سيستم سياسی موجود را تغيير داد؟
شايد در کشوری مثل ايران با سابقه انقلاب خشونت آميز عليه رژيم شاه و جنگ طولانی با عراق که بيش از نيم ميليون قربانی به جا گذاشت اشتهای چندانی برای دست بردن به اسلحه و خشونت وجود نداشته باشد.
نمونه های اخير در کشورهای خاورميانه نيز نشان می دهد که در برخی موارد مثل مصر و يا تونس نافرمانی مدنی و پيشبرد يک جنبش سياسی ضمن پرهيز از خشونت در صورتی که از سوی جامعه بين المللی حمايت شود می تواند به پيروزی برسد.
ولی در عين حال نمونه های ديگری مثل بحرين و سوريه نشان می دهد که حکومت های خودکامه از هر ابزاری برای تداوم سرکوب خشونت آميز معترضان استفاده می کنند و در مورد ليبی شاهد هستيم که رژيم قذافی برای حفظ قدرت خود از کشتار غير نظاميان و کشاندن کشور به ورطه يک جنگ داخلی ابایی ندارد.
کريم سجاد پور در سئوال اول خود می پرسد که برخی از مردم و نيروهای اپوزسيون ايران در مورد موفقيت روش های غير خشونت آميز ترديد دارند.
رامين جهانبگلو در پاسخ به دو نکته اشاره می کند. اول اينکه روی آوردن حکومت ايران به سرکوب خشن دليل روشنی است حاکی از آنکه بازيگران عرصه های مدنی در ايران برای پايه های ايدئولوژيک اين رژيم يک خطر جدی هستند.
و نکته دوم اين است که جنبش غير خشونت آميز بهترين راه دستيابی به تغيير و تحولات سياسی و اجتماعی در ايران است. روش های غير خشونت آميز به نسبت مبارزه قهرآميز شانس بيشتری برای پيروزی دارند و در عين حال به نحوه موثرتری می توانند زمينه های لازم برای گذار ايران به سوی دمکراسی را فراهم کنند.
روبرتو توسکانو در پاسخ به اين سئوال می گويد که تحقيقات سياسی و جامعه شناسانه نشان می دهد که در طول تاريخ معاصر جهان درصد بيشتری از جنبش های غير خشونت آميز به موفقيت رسيده اند.
او به دو اصل مهم در شناخت و اعتقاد به جنبش های غير خشونت آميز اشاره می کند.
اول اينکه برخلاف نظريات برخی از مورخان علوم سياسی «جنگ و يا خشونت تداوم همان سياست قبلی نيست». جنگ و خشونت بازگشت انسان معاصر به دوران بربريت است. درست است که خشونت هنوز هم وجود دارد ولی هيچگاه نبايد آن را در کنار راه حل های غير خشونت آميز قرار داده و يا آن دو را با هم مقايسه و برآورد کرد.
نکته دوم اين است که برخلاف اعتقاد رايج در ميان برخی، «هيچ گاه هدف وسيله را توجيه نمی کند»
در حقيقت انسان معاصر بايد درست خلاف اين نظر بيانديشد و بگويد «روش هايی که به کار گرفته می شوند صلاحيت و حقانيت هدف را برملا می کند.» و در نهايت بايد اشاره کرد که يک جنبش خشونت طلب هيچ گاه نمی توانست ميليون ها معترض ايرانی را پس از انتخابات به خيابان ها بياورد.
تاريخ يک درس مهم به ما می دهد و آن اين است که پرهيز از خشونت هميشه ائتلاف و همکاری و بسيج گسترده مردم را ساده تر می کند در حالی که دست بردن به خشونت بدون شک به تجزيه و اختلاف منجر می شود.
کريم سجاد پور در ادامه اين مصاحبه که می پرسد مرز بين عدم خشونت و دفاع از خود چيست؟
رامين جهانبگلو می گويد که پذيرش تداوم سرکوب و خشونت و انجام ندادن کاری برای تغيير اين شرايط يک جرم است اما فلسفه دفاع از خود در چهارچوب عدم خشونت به اين معنا است که از جان افراد به شکلی دفاع شود که خشونت و قتل و قاتلين ديگری توليد نکند.
در شرايط مشخص ايران ما شاهد بوديم که تظاهر کنندگان نه تنها از روش های مشابه پليس و ماموران بسيج استفاده نکردند بلکه حتی در مواردی از جان اين افراد در برابر حملات خشمگينانه و انتقام جويانه ديگران دفاع کردند.
روبرتو توسکانو می گويد خيلی خلاصه می توان چنين گفت که سپر يک ابزار دفاع از خود است ولی شمشير حتی اگر در برابر يک مهاجم سرکوبگر به کاربرده شود دفاع از خود نيست. البته بايد تاکيد کرد که توسل به روش های غير خشونت آميز به معنای دست زدن به خودکشی نيست. پرهيز از صدمه زدن به دشمن به اين معنا نيست که نبايد از امنيت خود محافظت کرد.
در مورد ايران به خوبی می توان ديد که مردم اين کشور با توجه به تجارب دوران انقلاب و تلفات دوران جنگ تمايلی به بروز خشونت و کشتار ندارند. ولی نبايد فراموش کرد که دفاع از خود در چهارچوب روش های غيرخشونت آميز کار ساده ای نيست و مستلزم اعتقاد و وفاداری عميق به يک چنين منشی است. به همين خاطرهميشه اين احتمال وجود دارد که در صورت تداوم و تشديد سرکوب بخش هايی از مردم و يا اپوزيسيون به خشونت روی آورند.
کريم سجادپور سپس می پرسد که کداميک از روندهای انتقال آرام به دمکراسی در کشورهای جهان می تواند برای مبارزات مردم و اپوزسيون ايران الهام بخش و يا يک الگوی مناسب باشد؟
رامين جهانبگلو با اشاره به قيام های اخير در کشورهايی نظير مصر و تونس به خاطر خصلت عدم خشونت، نقش فعال جوانان واستفاده فعال از شبکه های ارتباطی مدرن، آنها را با مبارزات «جنبش سبز» ايران شبيه می داند و در عين حال با اشاره به جنبش های دمکراسی خواهی کشورهای اروپای شرقی می گويد تشابه مورد ايران با اين کشورها در اين است که در تمامی موارد عنصر حقوق شهروندان و فعاليت نهادهای مدنی بسيار مهم بود.
تاکيد بر حقوق شهروندی، آزادی بيان و انتخابات سياسی و پاسخگو بودن نهادهای حکومتی نشان می دهد که جنبش مدنی در ايران بسيار نيرومند است.
روبرتو توسکانو تاکيد می کند که نبايد به فکر مدل سازی و نمونه برداری از تجارب کشورهای ديگر بود. اما می توان گفت که از نظر نقش روشنفکران می توان مورد ايران را با جنبش های دمکراسی خواهی اروپای شرقی مقايسه کرد.
نکته ديگر در مورد ايران اين است که سياست مهار و تضعيف حکومت ايران توسط جامعه بين المللی می تواند نتيجه بدهد ولی تهاجم نظامی خارجی همانطور که در مورد حمله عراق به ايران نشان داد موجب گسترش تسلط رژيم بر جنبه های مختلف زندگی مردم خواهد شد.
نمونه ديگری که می توان به آن اشاره کرد دوران انتقال به دمکراسی در اسپانيای پس از مرگ ژنرال فرانکو است. به اين معنا که اگر ملتی خواستار اصلاحات است بايد بتواند معقول ترين و ميانه روترين عناصر و عوامل از درون يک رژيم خودکامه را به سوی خود جلب کند. در مورد اسپانيا آدولفو سوارز، در مورد اتحاد شوروی ميخائيل گورباچوف اين وظيفه را انجام دادند و در مورد ايران نيز افرادی مثل موسوی و کروبی ممکن است بتوانند چنين نقشی را ايفا کنند.
در سئوال بعدی، کريم سجادپور در مورد نقاط قوت و نقاط ضعف اصلی جنبش اپوزسيون ايرانی می پرسد. رامين جهانبگلو می گويد که بزرگترين نقطه قوت اپوزسيون ايرانی سرمايه معنوی آن است. اپوزسيون ايرانی در طول يک قرن گذشته هيچ گاه از نظر مادی يا نظامی بر حکومت برتری نداشته و به همين خاطر سرمايه يا توانايی معنوی آن بسيار مهم است.
امروزه جنبش اعتراضی ايران به خاطر انتخاب روش های غير خشونت آميز و به خصوص راهکار نافرمانی مدنی توانايی فراوانی دارد ولی برای تقويت اين جنبش جامعه مدنی ايران بايد متحد و يکپارچه تر شود.
روبرتو توسکانو ضمن مقايسه جنبش های ايران و مصر تاکيد می کند که «جنبش سبز» ايران بر خلاف مصر فقط با يک ديکتاتور در راس حکومت مواجه نيست چون رژيم ايران يک مجموعه گسترده از نهادها و مراکز قدرت و دستگاه های نظامی و امنيتی گوناگون است.
مسئله ديگر اين است که اعتراض به نتايج انتخابات يک خواست فراگير ولی بسيار ساده و مشخص بود و شايد تمام نارضايتی ها و مشکلات مردم ايران را در بر نمی گرفت. بنابراين جنبش سياسی ايران هنوز بايد در مورد مشخص کردن مطالبات و بسيج مردم برای دفاع از اين خواسته ها فعاليت کند. و عامل ديگر نقش ارتش يا نيروهای مسلح است.
در مورد مصر ارتش به نوعی استقلال خود را حفظ کرد در صورتی که در مورد ايران سپاه پاسداران هر روز بيش از گذشته به يک بخش بسيار مهم و درهم تنيده ای از حکومت اسلامی بدل می شود.
در پايان اين گفت و گو، رامين جهانبگلو و روبرتو توسکانو در مورد نقش حمايت خارجی از جنبش اعتراضی ايران يادآوری می کنند که تاريخ تحولات سياسی و گذار کشورها به سوی دمکراسی نشان می دهد که يک چنين تحولی را نمی توان از خارج وارد کرد.
جنبش های مدنی – سياسی غير خشونت آميز بيش از هر نوع ديگر از مبارزات سياسی به مردم و فعالان جامعه مدنی خود تکيه دارند.
به اعتقاد اين دو کارشناس، مهم ترين و موثرترين کاری که کشورهای ديگر و جامعه بين المللی می توانند انجام دهند اعمال فشار به حکومت ايران برای پذيرش اصلاحات، تحريم حکومت و دفاع فعال از حقوق بشر در ايران است.
رادیو فردا : هفته نامه «فارين پاليسی» متن مصاحبه مفصلی را به چاپ رسانده که اخيرا کريم سجاد پور کارشناس امور ايران در مرکز پژوهشی «کارنگی» با «رامين جهانبگلو» از متفکران سرشناس ايرانی و مروجان عدم خشونت و «روبرتو توسکانو» ديپلمات و نويسنده ايتاليايی و مورخ جنبش های سياسی – مدنی صلح آميز در دوران معاصر انجام داده است.
محور اصلی اين گفت و گو نگاهی به مختصات جنبش سياسی در ايران و آينده نيروهای اپوزيسيون است. کريم سجادپور در مقدمه اين مصاحبه اشاره می کند که بسياری به آينده تحولات سياسی در ايران و موفقيت جنبش دمکراسی خواهی اين کشور خوشبين هستند. اما بحث بر سر روش و راهکارهای اين مبارزه بسيار جدی است و سئوال محوری آن است که بدون توسل به روش های خشونت آميز می توان در ايران سيستم سياسی موجود را تغيير داد؟
شايد در کشوری مثل ايران با سابقه انقلاب خشونت آميز عليه رژيم شاه و جنگ طولانی با عراق که بيش از نيم ميليون قربانی به جا گذاشت اشتهای چندانی برای دست بردن به اسلحه و خشونت وجود نداشته باشد.
نمونه های اخير در کشورهای خاورميانه نيز نشان می دهد که در برخی موارد مثل مصر و يا تونس نافرمانی مدنی و پيشبرد يک جنبش سياسی ضمن پرهيز از خشونت در صورتی که از سوی جامعه بين المللی حمايت شود می تواند به پيروزی برسد.
ولی در عين حال نمونه های ديگری مثل بحرين و سوريه نشان می دهد که حکومت های خودکامه از هر ابزاری برای تداوم سرکوب خشونت آميز معترضان استفاده می کنند و در مورد ليبی شاهد هستيم که رژيم قذافی برای حفظ قدرت خود از کشتار غير نظاميان و کشاندن کشور به ورطه يک جنگ داخلی ابایی ندارد.
کريم سجاد پور در سئوال اول خود می پرسد که برخی از مردم و نيروهای اپوزسيون ايران در مورد موفقيت روش های غير خشونت آميز ترديد دارند.
رامين جهانبگلو در پاسخ به دو نکته اشاره می کند. اول اينکه روی آوردن حکومت ايران به سرکوب خشن دليل روشنی است حاکی از آنکه بازيگران عرصه های مدنی در ايران برای پايه های ايدئولوژيک اين رژيم يک خطر جدی هستند.
و نکته دوم اين است که جنبش غير خشونت آميز بهترين راه دستيابی به تغيير و تحولات سياسی و اجتماعی در ايران است. روش های غير خشونت آميز به نسبت مبارزه قهرآميز شانس بيشتری برای پيروزی دارند و در عين حال به نحوه موثرتری می توانند زمينه های لازم برای گذار ايران به سوی دمکراسی را فراهم کنند.
روبرتو توسکانو در پاسخ به اين سئوال می گويد که تحقيقات سياسی و جامعه شناسانه نشان می دهد که در طول تاريخ معاصر جهان درصد بيشتری از جنبش های غير خشونت آميز به موفقيت رسيده اند.
او به دو اصل مهم در شناخت و اعتقاد به جنبش های غير خشونت آميز اشاره می کند.
اول اينکه برخلاف نظريات برخی از مورخان علوم سياسی «جنگ و يا خشونت تداوم همان سياست قبلی نيست». جنگ و خشونت بازگشت انسان معاصر به دوران بربريت است. درست است که خشونت هنوز هم وجود دارد ولی هيچگاه نبايد آن را در کنار راه حل های غير خشونت آميز قرار داده و يا آن دو را با هم مقايسه و برآورد کرد.
نکته دوم اين است که برخلاف اعتقاد رايج در ميان برخی، «هيچ گاه هدف وسيله را توجيه نمی کند»
در حقيقت انسان معاصر بايد درست خلاف اين نظر بيانديشد و بگويد «روش هايی که به کار گرفته می شوند صلاحيت و حقانيت هدف را برملا می کند.» و در نهايت بايد اشاره کرد که يک جنبش خشونت طلب هيچ گاه نمی توانست ميليون ها معترض ايرانی را پس از انتخابات به خيابان ها بياورد.
تاريخ يک درس مهم به ما می دهد و آن اين است که پرهيز از خشونت هميشه ائتلاف و همکاری و بسيج گسترده مردم را ساده تر می کند در حالی که دست بردن به خشونت بدون شک به تجزيه و اختلاف منجر می شود.
کريم سجاد پور در ادامه اين مصاحبه که می پرسد مرز بين عدم خشونت و دفاع از خود چيست؟
رامين جهانبگلو می گويد که پذيرش تداوم سرکوب و خشونت و انجام ندادن کاری برای تغيير اين شرايط يک جرم است اما فلسفه دفاع از خود در چهارچوب عدم خشونت به اين معنا است که از جان افراد به شکلی دفاع شود که خشونت و قتل و قاتلين ديگری توليد نکند.
در شرايط مشخص ايران ما شاهد بوديم که تظاهر کنندگان نه تنها از روش های مشابه پليس و ماموران بسيج استفاده نکردند بلکه حتی در مواردی از جان اين افراد در برابر حملات خشمگينانه و انتقام جويانه ديگران دفاع کردند.
روبرتو توسکانو می گويد خيلی خلاصه می توان چنين گفت که سپر يک ابزار دفاع از خود است ولی شمشير حتی اگر در برابر يک مهاجم سرکوبگر به کاربرده شود دفاع از خود نيست. البته بايد تاکيد کرد که توسل به روش های غير خشونت آميز به معنای دست زدن به خودکشی نيست. پرهيز از صدمه زدن به دشمن به اين معنا نيست که نبايد از امنيت خود محافظت کرد.
در مورد ايران به خوبی می توان ديد که مردم اين کشور با توجه به تجارب دوران انقلاب و تلفات دوران جنگ تمايلی به بروز خشونت و کشتار ندارند. ولی نبايد فراموش کرد که دفاع از خود در چهارچوب روش های غيرخشونت آميز کار ساده ای نيست و مستلزم اعتقاد و وفاداری عميق به يک چنين منشی است. به همين خاطرهميشه اين احتمال وجود دارد که در صورت تداوم و تشديد سرکوب بخش هايی از مردم و يا اپوزيسيون به خشونت روی آورند.
کريم سجادپور سپس می پرسد که کداميک از روندهای انتقال آرام به دمکراسی در کشورهای جهان می تواند برای مبارزات مردم و اپوزسيون ايران الهام بخش و يا يک الگوی مناسب باشد؟
رامين جهانبگلو با اشاره به قيام های اخير در کشورهايی نظير مصر و تونس به خاطر خصلت عدم خشونت، نقش فعال جوانان واستفاده فعال از شبکه های ارتباطی مدرن، آنها را با مبارزات «جنبش سبز» ايران شبيه می داند و در عين حال با اشاره به جنبش های دمکراسی خواهی کشورهای اروپای شرقی می گويد تشابه مورد ايران با اين کشورها در اين است که در تمامی موارد عنصر حقوق شهروندان و فعاليت نهادهای مدنی بسيار مهم بود.
تاکيد بر حقوق شهروندی، آزادی بيان و انتخابات سياسی و پاسخگو بودن نهادهای حکومتی نشان می دهد که جنبش مدنی در ايران بسيار نيرومند است.
روبرتو توسکانو تاکيد می کند که نبايد به فکر مدل سازی و نمونه برداری از تجارب کشورهای ديگر بود. اما می توان گفت که از نظر نقش روشنفکران می توان مورد ايران را با جنبش های دمکراسی خواهی اروپای شرقی مقايسه کرد.
نکته ديگر در مورد ايران اين است که سياست مهار و تضعيف حکومت ايران توسط جامعه بين المللی می تواند نتيجه بدهد ولی تهاجم نظامی خارجی همانطور که در مورد حمله عراق به ايران نشان داد موجب گسترش تسلط رژيم بر جنبه های مختلف زندگی مردم خواهد شد.
نمونه ديگری که می توان به آن اشاره کرد دوران انتقال به دمکراسی در اسپانيای پس از مرگ ژنرال فرانکو است. به اين معنا که اگر ملتی خواستار اصلاحات است بايد بتواند معقول ترين و ميانه روترين عناصر و عوامل از درون يک رژيم خودکامه را به سوی خود جلب کند. در مورد اسپانيا آدولفو سوارز، در مورد اتحاد شوروی ميخائيل گورباچوف اين وظيفه را انجام دادند و در مورد ايران نيز افرادی مثل موسوی و کروبی ممکن است بتوانند چنين نقشی را ايفا کنند.
در سئوال بعدی، کريم سجادپور در مورد نقاط قوت و نقاط ضعف اصلی جنبش اپوزسيون ايرانی می پرسد. رامين جهانبگلو می گويد که بزرگترين نقطه قوت اپوزسيون ايرانی سرمايه معنوی آن است. اپوزسيون ايرانی در طول يک قرن گذشته هيچ گاه از نظر مادی يا نظامی بر حکومت برتری نداشته و به همين خاطر سرمايه يا توانايی معنوی آن بسيار مهم است.
امروزه جنبش اعتراضی ايران به خاطر انتخاب روش های غير خشونت آميز و به خصوص راهکار نافرمانی مدنی توانايی فراوانی دارد ولی برای تقويت اين جنبش جامعه مدنی ايران بايد متحد و يکپارچه تر شود.
روبرتو توسکانو ضمن مقايسه جنبش های ايران و مصر تاکيد می کند که «جنبش سبز» ايران بر خلاف مصر فقط با يک ديکتاتور در راس حکومت مواجه نيست چون رژيم ايران يک مجموعه گسترده از نهادها و مراکز قدرت و دستگاه های نظامی و امنيتی گوناگون است.
مسئله ديگر اين است که اعتراض به نتايج انتخابات يک خواست فراگير ولی بسيار ساده و مشخص بود و شايد تمام نارضايتی ها و مشکلات مردم ايران را در بر نمی گرفت. بنابراين جنبش سياسی ايران هنوز بايد در مورد مشخص کردن مطالبات و بسيج مردم برای دفاع از اين خواسته ها فعاليت کند. و عامل ديگر نقش ارتش يا نيروهای مسلح است.
در مورد مصر ارتش به نوعی استقلال خود را حفظ کرد در صورتی که در مورد ايران سپاه پاسداران هر روز بيش از گذشته به يک بخش بسيار مهم و درهم تنيده ای از حکومت اسلامی بدل می شود.
در پايان اين گفت و گو، رامين جهانبگلو و روبرتو توسکانو در مورد نقش حمايت خارجی از جنبش اعتراضی ايران يادآوری می کنند که تاريخ تحولات سياسی و گذار کشورها به سوی دمکراسی نشان می دهد که يک چنين تحولی را نمی توان از خارج وارد کرد.
جنبش های مدنی – سياسی غير خشونت آميز بيش از هر نوع ديگر از مبارزات سياسی به مردم و فعالان جامعه مدنی خود تکيه دارند.
به اعتقاد اين دو کارشناس، مهم ترين و موثرترين کاری که کشورهای ديگر و جامعه بين المللی می توانند انجام دهند اعمال فشار به حکومت ايران برای پذيرش اصلاحات، تحريم حکومت و دفاع فعال از حقوق بشر در ايران است.
رجانیوز: به ناصر حجازی توصیه میکنیم پا فراتر از حد خود نگذارد!
رجانیوز: به ناصر حجازی توصیه میکنیم پا فراتر از حد خود نگذارد!
آفتاب: سایت رجانیوز در یادداشتی با عنوان "همراهی ناصر حجازی با رسانههای مخالف نظام"، نوشت: ناصر حجازی؛ همان دروازهبان اسطورهای فوتبال ایران که به دلیل بیماری این روزها خانه نشین شده، به تازگی وبسایت خود را راهاندازی کرد تا از این پس هرآنچه دوست دارد را از طریق این درگاه اینترنتی به اطلاع اهالی فوتبال برساند، روزی که وی در مراسمی پرطمطراق با حضور اهالی هنر و ورزش به طور رسمی فعالیت این وبسایت اینترنتی را آغاز کرد، آن دسته از افرادی که ناصر حجازی را به خوبی میشماختند پیشبینی کردند از این پس دروزاهبان خانه نشین استقلال تمام درگیریهای خود با اهالی فوتبال را از طریق این وب سایت منتشر خواهد کرد تا دیگر نگران انتشار مطالب تند و تیزش درباره افراد نباشد.
در ادامه این یاداشت آمده است: ناصر حجازی در تازهترین مصاحبه خود، پا را فراتر از حد خود نهاده و در خصوص مسأله هدفمندی یارانهها اظهارنظر کرده،وی که خود در مقام یک تحلیلگر اقتصادی قرار داده با لحنی کاملا نامتعارف دولت را به دلیل اجرای قانون هدفمندی سرزنش کرده تا همه به این واقعیت پی ببرند که برای ناصر حجازی مهم نیست درباره چه مسألهای اعتراض کند بلکه او فقط به این میاندیشد که ساز مخالف بزند حالا درباره فوتبال باشد یا درباره هر مسائله غیر تخصصی!
عدهای میگویند ناصر حجازی دچار توهم شده است، همانگونه که سالیان پیش متصور بود که میتواند سیاستمداری حاذق باشد اما حقیقت موجود درباره او این گونه است که حجازی در این ایام همانند سالهای قبل تکلیف با خودش روشن نیست، کسی که روزی نیت میکند رئیسجمهور شود اما فردای آن روز برای رسیدن به مربیگری استقلال دستوپا میزند شاخصههای لازم برای اظهارنظر در خصوص مباحث کلیدی این چنینی را ندارد پس باید او را به سکوت دعوت کرد چرا که اگر غیر از این باشد جامعه درباره او فکرهای بدی خواهد کرد. از این رو به دروازهبان اسطورهای سالهای دور استقلال توصیه میکنیم در چارچوب خود حرکت کند و پا فراتر از حد خود نگذارد چون مردم طاقت همراهی او با دشمنان کشورشان را ندارند.
آفتاب: سایت رجانیوز در یادداشتی با عنوان "همراهی ناصر حجازی با رسانههای مخالف نظام"، نوشت: ناصر حجازی؛ همان دروازهبان اسطورهای فوتبال ایران که به دلیل بیماری این روزها خانه نشین شده، به تازگی وبسایت خود را راهاندازی کرد تا از این پس هرآنچه دوست دارد را از طریق این درگاه اینترنتی به اطلاع اهالی فوتبال برساند، روزی که وی در مراسمی پرطمطراق با حضور اهالی هنر و ورزش به طور رسمی فعالیت این وبسایت اینترنتی را آغاز کرد، آن دسته از افرادی که ناصر حجازی را به خوبی میشماختند پیشبینی کردند از این پس دروزاهبان خانه نشین استقلال تمام درگیریهای خود با اهالی فوتبال را از طریق این وب سایت منتشر خواهد کرد تا دیگر نگران انتشار مطالب تند و تیزش درباره افراد نباشد.
در ادامه این یاداشت آمده است: ناصر حجازی در تازهترین مصاحبه خود، پا را فراتر از حد خود نهاده و در خصوص مسأله هدفمندی یارانهها اظهارنظر کرده،وی که خود در مقام یک تحلیلگر اقتصادی قرار داده با لحنی کاملا نامتعارف دولت را به دلیل اجرای قانون هدفمندی سرزنش کرده تا همه به این واقعیت پی ببرند که برای ناصر حجازی مهم نیست درباره چه مسألهای اعتراض کند بلکه او فقط به این میاندیشد که ساز مخالف بزند حالا درباره فوتبال باشد یا درباره هر مسائله غیر تخصصی!
عدهای میگویند ناصر حجازی دچار توهم شده است، همانگونه که سالیان پیش متصور بود که میتواند سیاستمداری حاذق باشد اما حقیقت موجود درباره او این گونه است که حجازی در این ایام همانند سالهای قبل تکلیف با خودش روشن نیست، کسی که روزی نیت میکند رئیسجمهور شود اما فردای آن روز برای رسیدن به مربیگری استقلال دستوپا میزند شاخصههای لازم برای اظهارنظر در خصوص مباحث کلیدی این چنینی را ندارد پس باید او را به سکوت دعوت کرد چرا که اگر غیر از این باشد جامعه درباره او فکرهای بدی خواهد کرد. از این رو به دروازهبان اسطورهای سالهای دور استقلال توصیه میکنیم در چارچوب خود حرکت کند و پا فراتر از حد خود نگذارد چون مردم طاقت همراهی او با دشمنان کشورشان را ندارند.
عصر ایران : خلق واژه «احمدینژادیها» اشتباهی راهبردی بود
عصر ایران : خلق واژه «احمدینژادیها» اشتباهی راهبردی بود
دیگربان : سایت «عصر ایران» در یاددشتی نوشت که خلق واژه «احمدینژادیها» اشتباهی راهبردی از سوی نیروهای معتقد به جمهوری اسلامی بود.
این سایت روز پنجشنبه (اول اردیبهشت) نوشته که «خلق این واژه (احمدینژادی) برای نامگذاری نیروهای پیرو خط رهبری، اشتباه استراتژیکی بود که نیروهای انقلاب مرتکب آن شدند.»
به نوشته این سایت نزدیک به محمدباقر قالیباف «در قاموس واژگان انقلاب، برای نامیدن پیروان خط ولایت، واژه ولایی پیشتر از این وجود داشت و اساساً نیازی به کلمه سازی جدید، آن هم بر مبنای نام یک رئیس جمهور گذرا، نبود.»
«عصر ایران» افزوده که واژه «احمدینژادی»، عرض اندامی بیهوده در برابر واژه «ولایی» به شمار میرود که ابداع آن «یا اشتباهی ناخودآگاه بود که شیوع پیدا کرد و یا برنامهای بود که شیوعش دادند تا این کلمه، رفته رفته استقلال معنایی برای خود پیدا کند.
یادداشت این سایت در واکنش به اعلام یرائت گروهی از محافظهکاران از احمدینژاد منتشر شده است.
در روزهای اخیر برخی وبلاگها و سایتهای محافظهکار با انتشار یادداشتهای اعلام کردهاند که دیگر «احمدینژادی» نبوده و خود را حامی وی نمیدانند.
وبلاگ محافظهکار «آهستان» نخستین وبلاگی بود که با انتشار پستی اعلام کرد که دیگر خود را «احمدینژادی» نمیداند.
پس از انتشار این یادداشت برخی وبلاگنویسان دیگر نیز اعلام کردند که دیگر حامی احمدینژاد نیستند.
نیروهای محافظهکار در شرایطی از جریان حامی دولت ریزش میکنند که در هفتههای اخیر تنشها میان محافظهکاران حامی خامنهای و احمدینژاد افزایش چشمگیری داشته است.
دیگربان : سایت «عصر ایران» در یاددشتی نوشت که خلق واژه «احمدینژادیها» اشتباهی راهبردی از سوی نیروهای معتقد به جمهوری اسلامی بود.
این سایت روز پنجشنبه (اول اردیبهشت) نوشته که «خلق این واژه (احمدینژادی) برای نامگذاری نیروهای پیرو خط رهبری، اشتباه استراتژیکی بود که نیروهای انقلاب مرتکب آن شدند.»
به نوشته این سایت نزدیک به محمدباقر قالیباف «در قاموس واژگان انقلاب، برای نامیدن پیروان خط ولایت، واژه ولایی پیشتر از این وجود داشت و اساساً نیازی به کلمه سازی جدید، آن هم بر مبنای نام یک رئیس جمهور گذرا، نبود.»
«عصر ایران» افزوده که واژه «احمدینژادی»، عرض اندامی بیهوده در برابر واژه «ولایی» به شمار میرود که ابداع آن «یا اشتباهی ناخودآگاه بود که شیوع پیدا کرد و یا برنامهای بود که شیوعش دادند تا این کلمه، رفته رفته استقلال معنایی برای خود پیدا کند.
یادداشت این سایت در واکنش به اعلام یرائت گروهی از محافظهکاران از احمدینژاد منتشر شده است.
در روزهای اخیر برخی وبلاگها و سایتهای محافظهکار با انتشار یادداشتهای اعلام کردهاند که دیگر «احمدینژادی» نبوده و خود را حامی وی نمیدانند.
وبلاگ محافظهکار «آهستان» نخستین وبلاگی بود که با انتشار پستی اعلام کرد که دیگر خود را «احمدینژادی» نمیداند.
پس از انتشار این یادداشت برخی وبلاگنویسان دیگر نیز اعلام کردند که دیگر حامی احمدینژاد نیستند.
نیروهای محافظهکار در شرایطی از جریان حامی دولت ریزش میکنند که در هفتههای اخیر تنشها میان محافظهکاران حامی خامنهای و احمدینژاد افزایش چشمگیری داشته است.
Sunday, April 17, 2011
روزنامه جوان وابسته به سپاه : تیم احمدینژاد پیگیر ارتباط با آمریکا است
روزنامه جوان وابسته به سپاه : تیم احمدینژاد پیگیر ارتباط با آمریکا است
دیگربان : روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران خبر داده که تیم محمود احمدینژاد برای پیروزی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری برنامه ارتباط با آمریکا را در دستور کار خود قرار داده است.
این رزونامه در شماره روز یکشنبه (۲۸ فروردین) خود نوشته که جریان انحرافی اصولگرایان برای سال ۹۰ پیگیری موضوعاتی همچون «ارتباط با آمریکا» و «دفاع از تبادل سوخت هستهای» را در دستور کار خود قرار داده است.
بسیاری از محافظهکاران منتقد دولت احمدینژاد از برکناری رحیممشایی با عنوان تلاش تازه دولت دهم برای کسب کرسیهای مجلس و پیروزی در انتخابات آینده ریاست جمهوری یاد کردهاند.
روزنامه جوان پیشتر نوشته بود که برکناری اسفندیار رحیممشایی از سرپرستی نهاد ریاست جمهوری ساختگی بوده و به منظور سازماندهی فهرست مورد حمایت احمدینژاد در انتخابات آینده مجلس صورت گرفته است.
سپاه پاسداران یکی از مهمترین مجموعههایی است که تلاشها برای شکست تیم احمدینژاد در انتخابات آینده را آغاز کرده است.
فرماندهان این نیروی نظامی که سال ۱۳۸۸ به نفع احمدینژاد دست به تقلبی گسترده زدند بارها به طور تلویحی اعلام کردهاند که تمایلی به ادامه دولت احمدینژاد در انتخابات بعدی ندارند.
علی سعیدی نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران نیز روز گذشته (شنبه ۲۷ فروردین) به طور رسمی گفته بود که گمان نمیکند اسفندیار رحیممشایی صلاحیت حضور در فعالیتهای سیاسی را داشته باشد.
با افزایش تلاش تیم احمدینژاد برای ارائه فهرستی واحد در انتخابات دور نهم مجلس٬ فشارها و تهدیدهای محافظهکاران منتقد دولت نیز افزایش یافته است.
سعید قاسمی یکی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران است که چندی پیش به صراحت خطاب به تیم احمدینژاد گفت حزبالله اجازه نخواهد داد دولتیها با عنوان «نوروز بازی» آنها را «آسفالت» کنند.
محافظهکاران حامی خامنهای میگویند نزدیکان احمدینژاد در سال جاری فتنهای عمیق علیه جمهوری اسلامی به راه خواهند انداخت.
دیگربان : روزنامه جوان وابسته به سپاه پاسداران خبر داده که تیم محمود احمدینژاد برای پیروزی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری برنامه ارتباط با آمریکا را در دستور کار خود قرار داده است.
این رزونامه در شماره روز یکشنبه (۲۸ فروردین) خود نوشته که جریان انحرافی اصولگرایان برای سال ۹۰ پیگیری موضوعاتی همچون «ارتباط با آمریکا» و «دفاع از تبادل سوخت هستهای» را در دستور کار خود قرار داده است.
بسیاری از محافظهکاران منتقد دولت احمدینژاد از برکناری رحیممشایی با عنوان تلاش تازه دولت دهم برای کسب کرسیهای مجلس و پیروزی در انتخابات آینده ریاست جمهوری یاد کردهاند.
روزنامه جوان پیشتر نوشته بود که برکناری اسفندیار رحیممشایی از سرپرستی نهاد ریاست جمهوری ساختگی بوده و به منظور سازماندهی فهرست مورد حمایت احمدینژاد در انتخابات آینده مجلس صورت گرفته است.
سپاه پاسداران یکی از مهمترین مجموعههایی است که تلاشها برای شکست تیم احمدینژاد در انتخابات آینده را آغاز کرده است.
فرماندهان این نیروی نظامی که سال ۱۳۸۸ به نفع احمدینژاد دست به تقلبی گسترده زدند بارها به طور تلویحی اعلام کردهاند که تمایلی به ادامه دولت احمدینژاد در انتخابات بعدی ندارند.
علی سعیدی نماینده ولیفقیه در سپاه پاسداران نیز روز گذشته (شنبه ۲۷ فروردین) به طور رسمی گفته بود که گمان نمیکند اسفندیار رحیممشایی صلاحیت حضور در فعالیتهای سیاسی را داشته باشد.
با افزایش تلاش تیم احمدینژاد برای ارائه فهرستی واحد در انتخابات دور نهم مجلس٬ فشارها و تهدیدهای محافظهکاران منتقد دولت نیز افزایش یافته است.
سعید قاسمی یکی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران است که چندی پیش به صراحت خطاب به تیم احمدینژاد گفت حزبالله اجازه نخواهد داد دولتیها با عنوان «نوروز بازی» آنها را «آسفالت» کنند.
محافظهکاران حامی خامنهای میگویند نزدیکان احمدینژاد در سال جاری فتنهای عمیق علیه جمهوری اسلامی به راه خواهند انداخت.
پیشنهاد الله کرم : اعزام نیرو به بحرین و عملیاتهای استشهادی علیه آل سعود
پیشنهاد الله کرم : اعزام نیرو به بحرین و عملیاتهای استشهادی علیه آل سعود
آفتاب : حسین اللهکرم در جمع دانشجویان (بسیجی) معترض به تحولات در بحرین، نسبت به دیدگاه انحرافی در دولت در خصوص ریشه تحولات منطقه موضعگیری کرد.
حسینالله کرم ( از رهبران حزب الله ایران) استاد دانشگاه (!) و فعال سیاسی در جمع دانشجویان به جنایات آل سعود در بحرین اشاره کرد و افزود: سعودیهای متجاوز با ربودن بیش از 50 تن بحرینی آنها را به مکانهای نامعلومی انتقال دادند و اکنون باید این سخن را به زبان بیاوریم که دیگر وقت سکوت نیست و باید نسبت به تجاوزهای حکومتهای آل سعود و آل خلیفه واکنش نشان دهیم.
وی با اشاره به دیدگاههای مختلف نسبت به تحولات منطقه گفت: در خصوص ریشههای قیامهای اخیر در خاورمیانه تحلیلهای مختلفی وجود دارد . اولین تحلیل این است که تحولات اجتماعی در منطقه را ناشی از انقلاب اسلامی و استقامت نظام جمهوری اسلامی در طول 30 سال گذشته بوده است.
وی ادامه داد: دیدگاهی نیز توسط جریان انحرافی در دولت وجود دارد که معتقد است تحولات منطقه توسط غرب و امریکا هدایت میشود.
وی با اشاره به وظایف جمهوری اسلامی در قبال مردم بحرین گفت: وظیفه ما در مقابل کشورهای منطقه بویژه بحرین و یمن این است که به آنها کمک کنیم و لذا معتقدم که علاوه بر تجمع و راهپیمایی در مقابل سفارتخانههای بحرین و عربستان باید اقدامات دیگری نیز انجام دهیم.
وی در ادامه با بیان این که 5 مرحله برای خروج عربستان از بحرین جود دارد افزود: اولین مرحله تجمعات فراوان درمقابل سفارت عربستان و فشار به دولت این کشور برای خروج از بحرین است. و همچنین در مرحله بعد باید سپرهای انسانی را با حرکت به سمت بحرین تشکیل دهیم.
الله کرم تاکید کرد: در ادامه اگر این راهها چارهساز نبود باید به سمت خطوط مرزی دریای بحرین حرکت کنیم و در انتها اگر تمام این اقدامات موثر نبود عملیات استشهادی را برای خروج متجاوزین از بحرین آغاز کنیم. آمادگی کامل داریم تا با یک حرکت قاطعانه نیروهای عربستان را از بحرین خارج کنیم.
آفتاب : حسین اللهکرم در جمع دانشجویان (بسیجی) معترض به تحولات در بحرین، نسبت به دیدگاه انحرافی در دولت در خصوص ریشه تحولات منطقه موضعگیری کرد.
حسینالله کرم ( از رهبران حزب الله ایران) استاد دانشگاه (!) و فعال سیاسی در جمع دانشجویان به جنایات آل سعود در بحرین اشاره کرد و افزود: سعودیهای متجاوز با ربودن بیش از 50 تن بحرینی آنها را به مکانهای نامعلومی انتقال دادند و اکنون باید این سخن را به زبان بیاوریم که دیگر وقت سکوت نیست و باید نسبت به تجاوزهای حکومتهای آل سعود و آل خلیفه واکنش نشان دهیم.
وی با اشاره به دیدگاههای مختلف نسبت به تحولات منطقه گفت: در خصوص ریشههای قیامهای اخیر در خاورمیانه تحلیلهای مختلفی وجود دارد . اولین تحلیل این است که تحولات اجتماعی در منطقه را ناشی از انقلاب اسلامی و استقامت نظام جمهوری اسلامی در طول 30 سال گذشته بوده است.
وی ادامه داد: دیدگاهی نیز توسط جریان انحرافی در دولت وجود دارد که معتقد است تحولات منطقه توسط غرب و امریکا هدایت میشود.
وی با اشاره به وظایف جمهوری اسلامی در قبال مردم بحرین گفت: وظیفه ما در مقابل کشورهای منطقه بویژه بحرین و یمن این است که به آنها کمک کنیم و لذا معتقدم که علاوه بر تجمع و راهپیمایی در مقابل سفارتخانههای بحرین و عربستان باید اقدامات دیگری نیز انجام دهیم.
وی در ادامه با بیان این که 5 مرحله برای خروج عربستان از بحرین جود دارد افزود: اولین مرحله تجمعات فراوان درمقابل سفارت عربستان و فشار به دولت این کشور برای خروج از بحرین است. و همچنین در مرحله بعد باید سپرهای انسانی را با حرکت به سمت بحرین تشکیل دهیم.
الله کرم تاکید کرد: در ادامه اگر این راهها چارهساز نبود باید به سمت خطوط مرزی دریای بحرین حرکت کنیم و در انتها اگر تمام این اقدامات موثر نبود عملیات استشهادی را برای خروج متجاوزین از بحرین آغاز کنیم. آمادگی کامل داریم تا با یک حرکت قاطعانه نیروهای عربستان را از بحرین خارج کنیم.
در پی مخالفت خامنه ای، مصلحی وزیر اطلاعات ماند
در پی مخالفت خامنه ای، مصلحی وزیر اطلاعات ماند
مخالفت خامنه ای با تصمیم پذیرش استعفای حجتالاسلام مصلحی و کناره گیری وی موجب شد حیدر مصلحی همچنان به عنوان وزیر اطلاعات در کابینه به فعالیت خود ادامه دهد.
به گزارش خبرنگار مهر، با تاکیدخامنه ای به احمدی نژاد و مخالفت ایشان با کناره گیری حجت الاسلام حیدر مصلحی وی همچنان به عنوان وزیر اطلاعات به کار خود ادامه می دهد.
شنیده شده استعفای حجت الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات مربوط به مدتی پیش بوده که امروز دوباره به جریان افتاده است!
مخالفت خامنه ای با تصمیم پذیرش استعفای حجتالاسلام مصلحی و کناره گیری وی موجب شد حیدر مصلحی همچنان به عنوان وزیر اطلاعات در کابینه به فعالیت خود ادامه دهد.
به گزارش خبرنگار مهر، با تاکیدخامنه ای به احمدی نژاد و مخالفت ایشان با کناره گیری حجت الاسلام حیدر مصلحی وی همچنان به عنوان وزیر اطلاعات به کار خود ادامه می دهد.
شنیده شده استعفای حجت الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات مربوط به مدتی پیش بوده که امروز دوباره به جریان افتاده است!
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی استعفا داد
حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی استعفا داد
بی بی سی : حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران، استعفا داده و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، ضمن قبول این استعفاء، آقای مصلحی را به عنوان "مشاور رئیس جمهور در امور اطلاعاتی" منصوب کرده است.
خبرگزاریهای داخلی ایران امروز یکشنبه ۲۸ فروردین، این خبر را در ساعات پایانی روز همراه با متن موافقت آقای احمدی نژاد با استعفای آقای مصلحی و نیز حکم انتصاب او به عنوان مشاور امور اطلاعاتی انعکاس دادند.
هنوز از علت اصلی استعفای آقای مصلحی و یا جانشین احتمالی او گزارشی منتشر نشده است.
آقای مصلحی پس از آن برای تصدی وزارت اطلاعات معرفی شد که محمود احمدی نژاد در روزهای پایانی دولت نهم (خرداد۸۸) با غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات وقت، اختلاف نظرهای جدی پیدا کرد و نهایتا آقای اژه ای را برکنار کرد.
حیدر مصلحی سومین وزیر دولت دهم است که از کابینه جدا می شود و پیش از این منوچهر متکی به حکم محمود احمدی نژاد از وزارت خارجه برکنار شده بود و حمید بهبهانی، وزیر سابق راه استیضاح شد و نتوانست مجددا رای اعتماد مجلس را به دست آورد.
او که تنها وزیر روحانی دولت دهم محسوب می شد، پیش از این نماینده آیت الله خمینی در قرارگاه های کربلا و خاتم الانبیا و سپس نماینده آیت الله خامنه ای در نیروی زمینی سپاه و نیروی مقاومت بسیج بود.
او همچنین قبل از تصدی وزارت اطلاعات مشاور محمود احمدی نژاد در امور روحانیت و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه بود.
در سال ۱۳۸۸ نیز پس از اعلام نتیجه انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ایران، غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات دولت نهم چند روز پیش پایان دوره دولت اول محمود احمدی نژاد از سمت خود برکنار شد.
آقای احمدی نژاد علت برکناری آقای اژه ای را به نا آرامی های پس از انتخابات مرتبط دانست.
وی پس از برکناری آقای اژه ای گفت: "اگر وزارت اطلاعات ماموریتش را درست انجام می داد این آسیب ها را در سطح خیابان نداشتیم، یک تعدادی از مردم از دست رفتند."
به گفته آقای احمدی نژاد وزارت اطلاعات "نیاز به تحول" داشت و به همین دلیل حیدر مصلحی از مشاوران خود را برای تصدی این پست به مجلس معرفی کرد.
اما منتقدان آقای مصلحی معتقد بودند که او تجربه لازم امنیتی را برای عهده دار شدن وزارت اطلاعات ندارد. با این حال آقای مصلحی توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد و به عنوان هفتمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی کار خود را آغاز کند.
وزیر اطلاعات معمولا با مشورت رهبر جمهوری اسلامی به مجلس معرفی می شود و سابقه نداشته است که وزیر پیشنهادی از مجلس رای نگیرد و یا استیضاح شود.
وزارت اطلاعات بالاترین نهاد امنیتی - اطلاعاتی در ایران است که در سال ۱۳۶۲ تاسیس شد و محمد محمدیریشهری نخستین وزیر آن بود که تا پایان نخست وزیری میرحسین موسوی این سمت را در اختیار داشت.
پس از او علی فلاحیان، قربانعلی دری نجف آبادی، علی یونسی، غلامحسین محسنی اژه ای و حیدر مصلحی وزیران اطلاعات بودند.
بی بی سی : حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران، استعفا داده و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران، ضمن قبول این استعفاء، آقای مصلحی را به عنوان "مشاور رئیس جمهور در امور اطلاعاتی" منصوب کرده است.
خبرگزاریهای داخلی ایران امروز یکشنبه ۲۸ فروردین، این خبر را در ساعات پایانی روز همراه با متن موافقت آقای احمدی نژاد با استعفای آقای مصلحی و نیز حکم انتصاب او به عنوان مشاور امور اطلاعاتی انعکاس دادند.
هنوز از علت اصلی استعفای آقای مصلحی و یا جانشین احتمالی او گزارشی منتشر نشده است.
آقای مصلحی پس از آن برای تصدی وزارت اطلاعات معرفی شد که محمود احمدی نژاد در روزهای پایانی دولت نهم (خرداد۸۸) با غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات وقت، اختلاف نظرهای جدی پیدا کرد و نهایتا آقای اژه ای را برکنار کرد.
حیدر مصلحی سومین وزیر دولت دهم است که از کابینه جدا می شود و پیش از این منوچهر متکی به حکم محمود احمدی نژاد از وزارت خارجه برکنار شده بود و حمید بهبهانی، وزیر سابق راه استیضاح شد و نتوانست مجددا رای اعتماد مجلس را به دست آورد.
او که تنها وزیر روحانی دولت دهم محسوب می شد، پیش از این نماینده آیت الله خمینی در قرارگاه های کربلا و خاتم الانبیا و سپس نماینده آیت الله خامنه ای در نیروی زمینی سپاه و نیروی مقاومت بسیج بود.
او همچنین قبل از تصدی وزارت اطلاعات مشاور محمود احمدی نژاد در امور روحانیت و سرپرست سازمان اوقاف و امور خیریه بود.
در سال ۱۳۸۸ نیز پس از اعلام نتیجه انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری ایران، غلامحسین محسنی اژه ای، وزیر اطلاعات دولت نهم چند روز پیش پایان دوره دولت اول محمود احمدی نژاد از سمت خود برکنار شد.
آقای احمدی نژاد علت برکناری آقای اژه ای را به نا آرامی های پس از انتخابات مرتبط دانست.
وی پس از برکناری آقای اژه ای گفت: "اگر وزارت اطلاعات ماموریتش را درست انجام می داد این آسیب ها را در سطح خیابان نداشتیم، یک تعدادی از مردم از دست رفتند."
به گفته آقای احمدی نژاد وزارت اطلاعات "نیاز به تحول" داشت و به همین دلیل حیدر مصلحی از مشاوران خود را برای تصدی این پست به مجلس معرفی کرد.
اما منتقدان آقای مصلحی معتقد بودند که او تجربه لازم امنیتی را برای عهده دار شدن وزارت اطلاعات ندارد. با این حال آقای مصلحی توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد و به عنوان هفتمین وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی کار خود را آغاز کند.
وزیر اطلاعات معمولا با مشورت رهبر جمهوری اسلامی به مجلس معرفی می شود و سابقه نداشته است که وزیر پیشنهادی از مجلس رای نگیرد و یا استیضاح شود.
وزارت اطلاعات بالاترین نهاد امنیتی - اطلاعاتی در ایران است که در سال ۱۳۶۲ تاسیس شد و محمد محمدیریشهری نخستین وزیر آن بود که تا پایان نخست وزیری میرحسین موسوی این سمت را در اختیار داشت.
پس از او علی فلاحیان، قربانعلی دری نجف آبادی، علی یونسی، غلامحسین محسنی اژه ای و حیدر مصلحی وزیران اطلاعات بودند.
Subscribe to:
Posts (Atom)
